شب نشینی با خدا


آذر 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

شب نشینی با خدا


جستجو


موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    پیوندهای وبلاگ

  • salary76
  • salary76
  •  
       
      نزد خداوند محبوب باشیم.    

    چقدر زیباست که شخصیتی دوست داشتنی و زندگی ای لذّت بخش داشته باشیم ؛ زیباتر از آن، این است که نزد خداوند تبارک و تعالی هم محبوب باشیم، و او ما را دوست داشته باشد.برای قصد قربت به خداوند انجام داد، ولی قبل از آن باید به یک مسئله مهم برای محبوبیّت نزد خداوند، توجه کرد.

    (در قرآن مجید آمده است که شرط محبوبیّت، پیروی از پیامبر اکرم است)

    اگر می خواهیم خداوند ما را دوست بدارد، باید خداوند را دوست بداریم و از فرمانهای پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) پیروی کرده، تقوا را در خودمان تقویت کنیم. در اینجاست که همین ایمان، باعث می شود در میان مردم هم محبوب باشیم. سعی کنیم خداوند را بشناسیم که بهترین راهش «تفکر در عالم طبیعت» است ؛ عشق و محبّت خداوند را در دلمان به وجود آوریم تا محبوب او شویم.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [پنجشنبه 1396-09-30] [ 03:08:00 ب.ظ ]

    2 نظر »

       
      سه عمل شیطان که بعد از انجام آن‌ها، دیگر کاری به کار انسان ندارد!    

    وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(ع) - که سه روز دیگر شهادتشان است - فرمودند: «قَالَ‌ إِبْلِیسُ‌ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ لِجُنُودِهِ إِذَا اسْتَمْکَنْتُ مِنِ ابْنِ آدَمَ فِی ثَلَاثٍ‌ لَمْ أُبَالِ مَا عَمِلَ فَإِنَّهُ غَیْرُ مَقْبُولٍ مِنْهُ». ابلیس لعنت الله می‌گوید: من سه کار انجام می‌دهم که اگر او بعد از آن، اعمال زیادی هم انجام دهد، تا دلش می‌خواهد نماز بخواند و عبادت کند، بلند شود نماز شب بخواند، مسجد و هیئت برود و …، دیگر برای من مهم نیست. چون می‌دانم که اعمالش، مقبول نیست.
    حال، آن سه عمل چیست؟
    ۱.  «إِذَا اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ»، او را به کثرت عمل گرفتار می‌کنم.
    ۲.  «وَ نَسِیَ ذَنْبَهُ»، کاری می‌کنم که گناهش را فراموش کند.
    ۳.  «وَ دَخَلَهُ الْعُجْبُ»، او را داخل در عُجب می‌کنم.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 03:00:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چگونه می توان رضایت امام مهدی (عج) را بدست آورد؟    

    رضایت آن بزرگوار ، فقط در سایه عمل به دین و انجام وظایف و دستورات آن امکان پذیر می باشد . خداوند می فرماید:
    به درستی کسانیکه ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند ، خدای رحمان ، دوستی و محبت برای آنان قرار می دهد .( مریم . آیه 96)
    شرط ایجاد محبت و ارتباط ، ایمان به همراه عمل صالح است . میان اعمال صالح ، توجه به چند عمل ، ارزش بیشتری داشته و مورد سفارش امام مهدی (عج) می باشد، که با انجام آنها می توان محبت و رضایت حضرت را جلب کرد ؛ برای نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم :
    توجه به نماز

    به ویژه نماز اول وقت : در نامه ای که از امام زمان(عج) صادر شده ، آمده است :
    هیچ عملی بهتر از نماز ، بینی شیطان را به خاک نمی مالد، پس نماز بخوان و بینی او را به خاک بمال . (بحارالانوار ، ج53 ، ص182.)
    در کلام دیگری امام زمان : از رحمت خدا به دور است، کسی که نماز مغرب را تا پدیدار شدن ستارگان و نماز صبح را تا ناپدید شدن ستارگان به تاخیر بیندازد.
    دقت در کسب و مصرف مال حلال

    در نامه ای از امام زمان (عج) صادر شده آماده است ،آنچه برای ما فرستادی از اموال از آن رو می پذیریم ،که پاکیزه و طاهر می باشد…..؛ اما کسانی که اموال ما را با اموال خودشان درمی آمیزند، هر کس چیزی از اموال ما را حلال شمارد و آن را بخورد ، همانا آتش خورده است.
    پرهیز از انجام اعمال ناپسند

    وجود مقدس امام زمان (عج) در حدیثی می فرمایند : چیزی ما را از شیعیان جدا نکرده ، مگر آنچه از اعمال ایشان به ما می رسد که خوشایند ما نیست و از آنان انتظار نداریم . ( بحارالانوار ، ج 53، ص177.)
    زمینه سازی برای ظهور

    خواست امام زمان (عج) این است که دوستان در این امر مهم همت گمارند، و به تأسی از آن بزرگوار ، برای تعجیل در امر ظهور تلاش کنند و در این را ، هم از دعا استفاده کنند، و هم در امور زندگی به عالمان مراجعه کنند . مراجعه به علما باعث حفظ دین مردم و وحدت و انسجام میان آنان است . همچنین باید به عهدها و پیمان های الهی که همان اطاعت از اهل بیت (ع) است و عمل در طریق آن است ، استوار باشد . آن حضرت فرمود : اگر شیعیان ما ، دلهایشان در وفای بر عهدی که بر انها است ، اجتماع کنند لقای ما برای انان به تأخیر نمی افتد. (همان، ص177.)
    تلاوت قرآن

    تلاوت قرآن و انس با آن از طرف حضرت بسیار سفارش شده است ،و در قرآن و روایات بر روی آن تاکید شده است .
    زیارت قبور امامان معصوم(ع) و خواندن زیارت جامعه کبیره و عاشورا مورد تاکید امام زمان (عج) می باشد.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:47:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چکار کنم تا موفق شوم با آقا امام زمان (ع) نزدیک شوم ؟    

    شناخت امام
    ارکان مهم ارتباط معنوی و قلبی با امام ، معرفت ساحت مقدس او است . « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتۀ جاهلیت؛ هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است طبیعی است هر چه شناخت انسان از یک حقیقت گسترده تر و عمیق تر باشد، امکان ارتباط باطنی با او بیشتر خواهد شد ؛ آدمی با معرفت به حضرت مهدی (عج) همه جا و همه وقت ، حضور او را لمس می کند، و خود راکنار او و در محضر او می بیند .
    باید برای رسیدن به چنین شناختی از خدا یاری خواست . در دعای دوران غیبت می خوانیم « خدایا حجت خود را بر من بشناسان ؛ چرا که اگر حجتت را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم شد» .
    پیوسته به یاد آن حضرت بودن
    برای نزدیکی به امام عصر (عج) که عصارۀ همه خوبی ها است ، به بهانه های فراوان می توان متوسل شد ؛ گاهی با زیارت« آل یاسین » به محضر مقدسش سلام داد و گاهی با « دعای ندبه» در فراق جان سوزش ناله و فغان سر داد و همه روز با « دعای عهد » با او تجدید پیمان کرد .
    تهذیب نفس و کسب فضای روحی و معنوی
    برای ارتباط و انس بیشتر با آن بزرگوار ، باید در دوری از گناهان و آلودگی ها بکوشیم،و آینه دل را برای حضور آن وجود مطهر ، غباررویی کنیم، و به جای رذیلت ها و بدی ها ، بذر فضیلت ها و خصلت های زیبای اخلاقی را در زمین دل بکاریم. هر چه دل انسان و رفتار او ، پاک تر باشد، قطعاً بهتر و بیشتر می تواند با پاک ترین موجود عالم ارتباط برقرار کند ؛ چون در این صورت است که سنخیت پدید می آید و سنخیت بین دو شکل ، سبب نزدیکی آنها خواهد شد . قرآن فرموده است: « لَّا یَمَسَّهُ إلِا المُطَهَّروُنَ» مفسرا گفته اند مراد ، این است که فقط کسانی به فهم معارف عمیق قرآن راه می یابند که از طهارت روح برخوردار باشند . مصداق کامل اینان ، امامان معصوم (ع) هستند، که با اصرار قرآن آگاهند، و آن را برای دیگران بیان می کنند .
    پس باید کوشید با کسب کمالات اخلاقی و تقوا ، به ولی عصر (ع) شباهت یافت .
    طبق آیات قرآن و روایات معصومان (ع) تقوای الهی ، عبارت از انجام دادن واجبات و ترک محرمات است

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:30:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      تقویت ایمان چیست؟    

    برای تقویت ایمان ابتدا باید ببینیم ایمان چیست؟ تا در نتیجه آن پی ببریم. که چگونه می شود آن را افزایش داد. ایمان عبارت است:از معرفت توأم با تسلیم قلبى و خضوع و خشوع دل به خداوند متعال و رسول او و آموزه‏هایى که به بشریت ارائه کرده‏اند. ایمان یعنی باوری یا نیرویی معنوی که باعث می شود، انسان با شجاعت و قدرت و صدق و اخلاص برای رضای خدا تلاش کند و در مسیر قرب الهی قرار بگیرد، و با آرامش کامل بدور از هر گونه شک و شبهه ای به انجام وظایف فردی و اجتماعی خود همت گمارد و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای هراس به خود راه ندهد، علامت ایمان این است ،که فرد مومن حتی از مرگ در این راه نگرانی ندارد، و آن را شهادت در راه خدا می داند، و از آن استقبال می کند.
    این تعریف ها اغلب مفهومی است. و ما اگر بخواهیم حقیقت ایمان را به درستی و مصداقی درک کنیم ،باید مومن حقیقی و ویژگی های آن را بررسی کنیم. چرا؟ چون ایمان یک نیروی معنوی بسیار قوی و در عین حال پیچیده است ،که بدون مطالعه در مظاهر آن شناختنی نیست. ایمان نیرویی است،که در مومن ظهور می کند و ما تا مومن که ظرف ظهور ایمان است، را به درستی نشناسیم، نمی توانیم به این نیروی معنوی شناخت عمیق پیدا کنیم. ولی حقیقت ایمان را باید در فرد مومن واقعی مشاهده کنیم و نوع منش و تفکر و اخلاق انسان مومن است که این نیرو را معرفی می کند.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:08:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      نماز شب    

    «اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مومنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد ،و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند، و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.»

     علامه طباطبایی می فرمودند:«چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم، تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند:ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان!»

      حاج سید هاشم حداد می فرمودند:«مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید.»

      

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      نماز با فضیلت    

    شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید، و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید (نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است.)

     مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند:«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.»

     مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردن،د که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:«به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند.» بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

      اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید، با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید ،همه چیزتان محفوظ می ماند، و تسبیح صدیقه کبری (سلام الله علیها )که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:40:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      پسر مذهبی    

    یک عده پسر اُمل و خشک مغز هستند       کہ باید آنها را پرستید
    در مسیر خانہ تا دانشگاه            ناموس کسے را سایز نمیگیرند
    اینها آنقدر افراطے هستند         کہ جواب لبخند دخترها را با اخم غلیظ میدهند
    چشمانشان یا سنگ فرش را متر میکند         یا سقف آسمان را
    اینها همان پسران تندرو و نچسب هستند که دوران مجردے بین همہ زنان فقط مادر و خواهرانشان را میشناسند
    و دوران متاهلے
    چهره‌هایشان دیدَنیست وقتی دم در آرایشگاه دنبال عروسشان میروند    لحظہ‌هاے سرخ شدنشان
    باید اینها را پرستید
    چون ذره ذره احساسشان را حفظ کرده اند
    تا سر وقت تقدیم کنند بہ یک نفر
    عقب مانده حساب میشوند
    چون تلفن همراهشان پر نیست از شماره دختران شهر
    اینها را باید پرستید
    شک ندارم کسے کہ خودش را در جهنم گناه آلوده اطرافش نکند
    خداوند زندگیش را بهشت میکند
    واژه عــشـق را فقط اینگونہ افراد لمس کرده‌اند
    چون یکبار تجربه‌اش میکنند
    کنار یک نفر
    و صدها خاطره ندارند از عروسکهاے مصنوعے و ارزان قیمت…
    ممورے ذهنشان خالیست تا اولین خاطره برایشان
    عوض کردن دنده ماشین عروس با دست عـشـقشان و دختر رویاهایشان باشد     تقدیم به …….. 

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [چهارشنبه 1396-09-29] [ 05:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب در اسلام    

    و آنــگآه که چادرم را سَــــر می کنـم و دُنـــیا مَحــوِ دیدنم می شود!

    و آنــگآه که از حسرت و غَــــم دنیا بُــغض می کنم!

    و آنـــگآه که هیچکس مرا درک نمی کنَــد!

    درک نمی کنـــد،،، احساسَــم را، وجودَم را، صداقَتـــم را، چادرَم را!

    و آنـــگآه که تیکه های پسَـــــران را می شنَــــوم!

    و آنــــگآه که می خواهَـــــم تنها دَر جایی بنشینم و گریه کُـــــنم!

    و آنـــگآه که خَســــــته می شوم از این آدمانِ شــــــهر!

    و آنـــگآه که می خواهَــم داد بزَنـــــــم ….

    داد بزنم و بگویم: خسته اَم … خسته اَم

    و در همه ی این هـــــآ خُـــــدا را که یاد می کنم آرام می شَومـــ!

    و چـــــه زیباست این آرامــــــــــــــــــش … 


    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 05:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب نشینی با خدا    

    خدا می داند این شب نشینی ها به کجای دلم بر نمی خورد          که بر نمی خورد که تو را گم کرده باشم

    بر نمی خورد که تو را پیدا نکرده گم کرده باشم          پل های هوایی و ایستگاه های مترو

    وزمان برای من همیشه دیر است

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 04:53:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      توبه از گناه    

    جوانی بودم که زیاد به ارتکاب گناهان حساسیت نداشتم، هرچند برخی از گناهان مانند خوردن شراب، زنا،دزدی و برخی کارهای دیگر را انجام نمیدادم و به انجام ندادن آن مقید بودم اما در برخی گناهان ازجمله گناهان مربوط به چشم ، گوش، زبان و گناهان اینترنتی بی تفاوت بودم.

     چند وقتی بود که کم کم مقید به خواندن نماز در اول وقت آن شده بودم و حاضر به ترکش نبودم و هر زمان نزدیک وقت نماز می شد دغدغه نماز اول وقت در من وجود داشت .

    از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و …

    از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و هر چه کردم و حتی به دکتر مراجعه نمودم، اما سلامتی برایم حاصل نشد، و همیشه بابت این بیماری گلایه داشتم، که خدایا چرا این بیماری ام خوب نمی شود مگر چه گناهی کرده ام. چند باری به خدا قول دادم ،که دیگر گناهان اینترنتی را ترک کنم اما دوام نمی آوردم، و دوباره مرتکب این نوع گناه می شدم، تا اینکه یک روز که دیگر از شدت درد کلافه شده بودم ،و دیگر طاقت نداشتم،به خدا قول دادم،که دیگر در اینترنت به دنبال تصاویر و فیلم های گناه آلود نباشم. و این بار بر قولم بودم . شاید باور نکنید؛ باورش برای خودم هم سخت است اما واقعا جواب داده بود دوستان خوبم؛ بیماری ای که حدود 3 سال بود مرا رنج می داد، و دیگر آسی ام کرده بود،ضرف چند روز تقریبا به کلی و بدون نیاز به هیچ دکتری خوب شده بود. بعد از آن کم کم همه گناهانی که به راحتی مرتکب آن می شدم ،مانند غیبت، دروغ و غیره را هم با اینکه خودم نمی دانم، چطور اما به طور معجزه آسایی ترک کردم؛ و الان که حدود چند سال از آن زمان گذشته مثل همان روزها به انجام ندادنشان پایبندم. برکات معنوی زیادی از جمله قرآن خواندن در هر روز و نماز شب و غیره هم بعد از اینکه از گناهان برگشتم به طور عجیبی نسیبم شد.

     الان حتی اگر بدانم دیگر آن بیماری به سراغم نمی آید اما باز حاضر به برگشتن به حالت قبلم نیستم چون دیگر چشمم باز شده و می فهمم خیرم در چیست.  تازه بعد از این ماجرا فهمیدم بیماری ای که همیشه از بابت آن به پروردگار عالم گلایه داشتم، وسیله ی خیر و هدایتی بود برای نجاتم از گناهانی که مرا به خواب غفلت برده بود. و این هدایت نبود جز بواسطه نماز اول وقت. به درستی که نمازی انسان را هدایت میکند و از گناهان بازمیدارد که سبک شمرده نشود و در اول وقتش خوانده شود.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 04:37:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      نامه ای به خدا    

     

    این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود،و از آن طلبه های فقیر بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت ،و از توی باقیمانده غذاهای آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان “نامه ای به خدا” نگهداری می شود.

    نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید، مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه!
    او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی
    “نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست”
    ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه، نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند، و دستور می دهد ،که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند، و می گوید:نامه ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند.پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد، همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود!

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 04:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      درختی که در عاشورا خون میگرید.    

    درخت خونبار زرآباد در منطقه الموت استان قزوین همه ساله در روز عاشورا عصاره ای تراوش می کند که مانند خون سرخ رنگ است آنچنان که گویی در عاشورا عزادار حسین(ع) است.

    این درخت با 10 متر قطر و 30 متر ارتفاع دارای قداست خاصی در بین اهالی روستای زرآباد است و هر ساله به محل تجمع زوار و عاشقان اهل بیت تبدیل می شود.

    بقعه مطهر حضرت علی اصغر فرزند بلا فصل امام موسی کاظم(ع) و درخت چنار مقدس روستای (زرآباد) در استان قزوین همه ساله میزبان خیل عظیمی از زائران و مشتاقانی است ،که برای زیارت و عزاداری گرد هم می آیند.طبق یک سنت دیرین هر ساله مردم روستای زرآباد و هزاران زائر در قالب دسته های عزاداری، شب عاشورا گرداگرد درخت چنار خونباری که در صحن این امامزاده روییده حلقه زده و ضمن عزاداری و سینه زنی در اولین دقایق صبحگاه عاشورا شاهد چکیدن مایعی سرخ فام از شاخسار این درخت می شوند.،درخت کهنسال و مقدس زرآباد در روز عاشورای 61 هجری که شهادت امام حسین (ع) به وقوع پیوست،و خون مقدس حضرتش دشت کربلا را گلگون کرد، میزبان یکی از مرغانی بود که از سوی خداوند مأمور شده بودند تا با آغشته کردن خود به خون سیدالشهدا پیام سرخ شهدای کربلا را به سراسر جهان برسانند،و یکی از آن مرغان به این دیار آمده و با پرهای خونین خود بر روی شاخسارهای درخت چنار(روستای زرآباد) نشسته و از آن پس در روز عاشورا این خون در سوگ آن حضرت جاری می شود.

     

    این سبز که سرخ در زرآباد به پاست    
    آیینه ای از حسین در عاشوراست
    این سرخی جاری شده از هر رگ برگ
    کی اشک چنار باشد این خون خداست

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 03:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مسلمان و کتابی    

    در آن ایام،شهر کوفه مرکز ثقل حکومت اسلامی بود.در تمام قلمرو کشور وسیع اسلامی آن روز،به استثناء قسمت شامات، چشمها به آن شهر دوخته بود، که،چه فرمانی صادر می کند و چه تصمیمی می گیرد.

    در خارج این شهر دو نفر،یکی مسلمان و دیگری کتابی(یهودی یا مسیحی یا زردشتی)،روزی در راه به هم برخورد کردند. مقصد یکدیگر را پرسیدند.معلوم شد که مسلمان به کوفه می رود و آن مرد کتابی در همان نزدیکی،جای دیگری را در نظر دارد که برود.توافق کردند که چون در مقداری از مسافت راهشان یکی است با هم باشند و با یکدیگر مصاحبت کنند.

    راه مشترک،با صمیمیت،در ضمن صحبتها و مذاکرات مختلف طی شد.به سر دو راهی رسیدند.مرد کتابی با کمال تعجب مشاهده کرد که رفیق مسلمانش از آن طرف که راه کوفه بود نرفت و از این طرف که او می رفت آمد.

    پرسید:مگر تو نگفتی من می خواهم به کوفه بروم؟-چرا.

    -پس چرا از این طرف می آیی؟راه کوفه که آن یکی است.

    -می دانم،می خواهم مقداری تو را مشایعت کنم.پیغمبر ما فرمود:«هرگاه دو نفر در یک راه با یکدیگر مصاحبت کنند حقی بر یکدیگر پیدا می کنند.»اکنون تو حقی بر من پیدا کردی.من به خاطر این حق که به گردن من داری می خواهم چند قدمی تو را مشایعت کنم،و البته بعد به راه خودم خواهم رفت.

    -اوه،پیغمبر شما که اینچنین نفوذ و قدرتی در میان مردم پیدا کرد و به این سرعت دینش در جهان رایج شد،حتما به واسطه همین اخلاق کریمه اش بوده.

    تعجب و تحسین مرد کتابی در این هنگام به منتها درجه رسید که برایش معلوم شد این رفیق مسلمانش خلیفه وقت علی بن ابی طالب علیه السلام بوده.طولی نکشید که همین مرد مسلمان شد و در شمار افراد مؤمن و فدا کار اصحاب علی علیه السلام قرار گرف. اصول کافی،ج 2،باب «حسن الصحابة و حق الصاحب فی السفر»،صفحه 670

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 03:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      در رکاب خلیفه    

    علی(علیه السلام) هنگامی که به سوی کوفه می آمد وارد شهر انبار شد که مردمش ایرانی بودند.

    کدخدایان و کشاورزان ایرانی خرسند بودند که خلیفه محبوبشان از شهر آنها عبور می کند،به استقبالش شتافتند. هنگامی که مرکب علی به راه افتاد آنها در جلو مرکب علی (علیه السلام) شروع کردند به دویدن.علی آنها را طلبید و پرسید: «چرا می دوید،این چه کاری است که می کنید؟!»-این یک نوعی احترام است که ما نسبت به امرا و افراد مورد احترام خود می کنیم.این،سنت و یک نوع ادبی است که در میان ما معمول بوده است.

    -این کار شما را در دنیا به رنج می اندازد و در آخرت به شقاوت می کشاند.همیشه از این گونه کارها که شما را پست و خوار می کند خودداری کنید.بعلاوه این کارها چه فایده ای به حال آن افراد دارد   نهج البلاغة،کلمات قصار،شماره 37.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 03:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      خواهش دعا    

    شخصی با هیجان و اضطراب به حضور امام صادق علیه السلام آمد و گفت:

    «درباره من دعایی بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقی بدهد،که خیلی فقیر و تنگدستم.»

    امام:«هرگز دعا نمی کنم.»

    -چرا دعا نمی کنید؟!

    «برای اینکه خداوند راهی برای این کار معین کرده است.خداوند امر کرده که روزی را پی جویی کنید و طلب نمایید.اما تو می خواهی در خانه خود بنشینی و با دعا روزی را به خانه خود بکشانی!»  کتاب داستان راستان

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:59:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      منتظر ظهوریم آقا جان    

     تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن         یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن

    این قصه مال توست بیا مهربانترین!       کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟

    این خانه ی پر از گلِ پژمرده هم هنوز       عادت نکرده است به مهمان نیامدن
      

    باران بدونِ آمدنش نیست بی گمان       مرگ است در تصور باران ، نیامدن

    اما تو با نیامدنت نیز حاضری        کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن

    شیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:      آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ،

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:36:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چکار کنم بهشتی شوم.    

    پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آورد در حالی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم آنجا بودند.عمر گفت:یا رسول الله این فرد (همان فردی که همراهش بود) از شما نقل کرده است که:

    مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ دَخَلَ الْجَنَّة

    هر کس بگوید لا اله الا الله، محمد رسول الله وارد بهشت می‌شود.

    عمر در ادامه می‌پرسد:وَ هَذَا إِذَا سَمِعَهُ النَّاسُ فَرَّطُوا فِی الْأَعْمَالِ، أَ فَأَنْتَ قُلْتَ ذَلِکَ، یَا رَسُولَ اللَّهِ

    آیا واقعاً این گونه است؟ اگر اینگونه باشد مردم در اعمالشان افراط می‌کنند؟! (مشغول گناه می‌شوند)

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جواب می‌فرمایند:نَعَمْ، إِذَا تَمَسَّکَ بِمَحَبَّةِ هَذَا وَ وَلَایَتِهِ.

    بله! (اما با یک شرط) به شرط اینکه به محبت و ولایت این شخص متمسک باشد. (اشاره می‌کنند به امیرالمؤمنین علیه السلام)

    چطور بدانیم که آیا بهشتی هستیم یا نه؟

    مسلماً هر كسی وضعیت و موقعیت خود را از دیگری بهتر می داند و می شناسد. خداوند در این باره می فرماید: الانسان علی نفسه بصیره و لو القی معاذیره؛ انسان بر نفس خویش بصیر و آگاه است هرچند كه در مقام بیان، عذر و توجیه می آورد. این بدان معناست كه هر كس می داند در كدام مرحله و مقام می باشد.
    بنابراین، هر كسی با نگاهی به خویشتن خویش می تواند وضعیت بهشتی و یا دوزخی بودن خود را به دست آورد. حتی به سادگی می تواند از مذبذب بودن خود نیز آگاه گردد ،كه در این صورت باید در انتظار مردان اعراف نشین باشد، كه دستگیر و شفیع وی گردند.
    با این همه قرآن راه هایی را برای شناسایی وضعیت هر شخص نسبت به آینده خود بیان می كند. این نشانه ها در حقیقت مجموعه فضیلت ها و منش هایی است، كه در طول فرآیندشدن، كسب كرده است.البته از آن جایی كه شیطان به عنوان دشمن آشكار، همیشه دركمین آدمی است ،و هواهای نفسانی نیز به عنوان ستون پنجم به شیطان یاری می رساند، این امكان وجود دارد كه انسان موقعیت خویش را از دست دهد و درجایگاهی پست تر از آن چه بوده قرارگیرد، ولی این اتفاق كم می افتد و عموم كسانی كه در طریقت حقیقت قرارگرفته اند می توانند امید داشته باشند كه با عنایت و فضل الهی از این میدان های سهمگین به سلامت بیرون آیند.
    هركسی به سادگی می تواند دریابد كه درچه موقعیتی است و افزون براین كه جایگاه خود را درآخرت بشناسد، می تواند حتی دریابد كه در كدام درجه بهشت از درجات و بهشت ها قرار گرفته است.
    این نشانه ها در منش، كنش و واكنش های شخص به خوبی قابل ردگیری و شناسایی است؛ چنان كه با نشستن و برخاستن با وی و سخن گفتن درحوزه اندیشه و تفكر می توان بینش و نگرش بهشتی را از كلام و سخن او شناخت. به سخن دیگر سیما و سیرت فرد، خود بهترین گواه بر بهشتی بودن اوست؛ زیرا در مقام باور و عمل، به چیزی جز رضایت و رضوان الهی توجه ندارد و تنها رضای خداوند را در نگرش و عمل خویش می جوید.
    اصولا حضور در بهشت برای كسانی كه اهل گناه و معصیت هستند مقدور نیست. از این رو می توان گفت كسانی كه اهل اجتناب از گناه و معصیت هستند، نشانه های خوشبختی و سعادت اخروی را هم اكنون می تواند ناظر باشند. خداوند در آیاتی چون 68 و 75 سوره فرقان به پرهیز از گناه به عنوان عامل دست یابی به بهشت سخن می گوید. این بدان معناست كه انسانی كه خود را همواره نسبت به گناه و معصیت دور می بیند و گرایشی به آن ندارد، اهل بهشت می باشد.
    از این رو قرآن در آیات 31 و 32 سوره ق مواظبت شخص بر ترك گناه و ورود به جرگه متقین را موجب راهیابی شخص به بهشت معرفی می كند.
    چنین انسان هایی اهل احسان و نیكوكاری نسبت به همه كس و همه چیز هستند. برای ایشان این معنا ثابت است كه در مقام متاله بودن می بایست در نقش ربوبیت عبودی ظاهر شوند و دستگیر و یار و یاور دیگران بلكه همه موجودات هستی باشند؛ زیرا احسان و ربوبیت،خود بیانگر و نشانه ای از خلافت الهی انسان است. به این معنا كه شخص خود را در مقام متاله ای می بیند كه لازم است در مقام ربوبیت طولی درنقش پروردگاری ظاهر شود و احسان و توجه خاصی به دیگران داشته باشد.
    آیات بسیاری از قرآن این نشانه بهشتی بودن را بیان می كند كه می توان به آیاتی چون 133 و 134و 148 سوره آل عمران و 85 سوره مائده و 100 سوره توبه و مانند آن اشاره كرد

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:11:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سخنان رهبر در مورد بسیج    

     شما بسيجي ها بايد به گونه اي رفتار كنيد، كه احترام و محبت مردم جلب شود. شما بايدنمونه اخلاق و تواضع و مهرباني و رعايت مقررات باشيد. آن كسي بسيجي تر است كه مقررات را بيشتر رعايت مي كند، به خاطر آنكه اين فرد بيشتر از همه براي نظام دل مي سوزاند، و مقررات، لوازم قطعي اداره درست نظام است.
    از بيانات مقام معظم رهبري در مراسم بيعت جمع كثيري از بسيجيان نمونه 68/4/6
    ******
    - سپاس وستايش و تمجيد و تحسين فراوان خود را بر جوانان بسيجي مؤمن در سرتاسركشور، اين دلهاي پاك، اين دلهاي تپنده با عشق به خدا، با ايمان به حقيقت،با اخلاق و با صفا، نثار مي كنم.
    از بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع نيروهاي شركت كننده در مانور عظيم طريق القدس 76/2/3
    ******
    - من به بسيجيان عزيز فعّال اين كشور علوي و فاطمي، عرض مي كنم؛ اميرالمؤمنين عليهالصّلاه والسلام را الگوي خودتان قرار دهيد كه بهترين و بزرگترين الگوبراي بسيجيان مسلمان در همه عالم، علي ابن ابيطالب عليه السلام است.
    از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مدّاحان به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) 73/9/3

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:54:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      پنج سوال درباره جهنم    

    سؤال اوّل‌
    مارها و عقرب‌ها در جهنّم مأمور عذاب چه طایفه‌ای هستند؟

    1) بخیل           2) بد اخلاق               3) آزار دهنده‌ی مردم

    ـ رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)  فرمودند::

    مارهایی هستند در جهنّم به بزرگی شتر! وقتی که مجرمی را نیش می‌زنند، تا چهل سال درد آن سـاكت نمی‌شود. این مارها برای كسانی هستند كه در دنیا بخیل، بداخلاق و اذیّت كننده‌ی مردم بوده‌اند.

    4)كسی كه خمس و زكات مال را ندهد.

    ـ رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرمایند:

    اگرخداوند به كسی مال و ثروت بدهد امّا او حقوق واجب (زكات و خمس) را نپرداخته باشد، همان مال را به صورت ماری درمی‌آورد و به گردن او می‌اندازد. مار دایم او را نیش می‌زند و می‌گوید: من مال ذخیره شده‌ی تو هستم كه در دنیا حقوق واجب آن را نپرداختی و انفاق ننمودی . محجه البیضا ج 8

    5) تارك الصَّلاة 6) مانِعُ الزَّكاة 7) شراب خوار 8) كسی‌كه عاق والدین شده است  9) كسی كه در مسجد از دنیا سخن می‌گوید.

    ـ پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرمایند:

    در قیامت مـاری بسیار بزرگ … بـه نـام “جریـش” سـر خود را از جهنّم بیرون می‌آورد و با صدای بلند فریاد می‌زند:

    اَلجوُع! اَلجوُع! اَینَ اَهلی؟ اَینَ اهلی؟

    گرسنه‌ام! گرسنه‌ام! اهل من كجایند؟

    جبرئیل می‌گوید: غذای تو چیست؟

    در جواب می‌گوید:

    1) کسی که نمازش را ترک کرده است. 

    2)كسی كه زكات مال را نپرداخته است.

    3)شراب خواران 

    4)كسانی كه عاق والدین شده‌اند.

    5)كسی كه در مسجد به كلام دنیا تكلّم نماید. (در مسجد كه محلّ عبادت است، به امور دنیایی بپردازد.)

    این پنج گروه را، مانند مرغی كه دانه از زمین جمع می‌كند، می‌بلعد و به آتش می‌برد.المواعظ العددیه باب 5ص156

    ـ مشابه همین روایت، روایتی است كه عقربی بزرگ از جهنّم می‌آید و می‌گوید:

    چه كسانی با خداوند و رسولش جنگ داشتند؟

    به آن عقرب می‌گویند: چه كسانی را می‌خواهی؟

    او همان پنج گروه مذکور را می‌گوید، با این تفاوت كه در این روایت به جای عاقّ والدین، رباخوار آمده است.همان مدرک (فصل پنج گانه)  

    ‌سؤال دوّم: 
    جهنّم زندان جمعی است یا فردی؟ 

    بستگی به نوع گناه و جرم دارد.
    ـ از بعضی آیات جمعی بودن استفاده می‌شود:

    «…كُلَّمَا دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتَّی اِذَا ادَّارَكوُا فیِهَا جَمیِعاً قَالَتْ اُخْراهُمْ لِاُولَاهُمْ رَبَّنَا هَؤُلآءِ اَضَلُّونَا فَأتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ… »   

    قوم دیگر را لعن کنند تا آن‌گاه که همه را آتش دوزخ فراگیرد و آن‌گاه زمـره‌ی آخرین با فرقه‌ی اوّل گویند: خدایا! اینان ما را گمراه کردند پس عذابشان را در آتش افزون و شدیدتر و مضاعف گردان! سوره مبارکه اعراف آیه 38

    ـ از بعضی آیات فردی بودن و تنگی جا استفاده می‌شود:

    «وَ اِذا اُلْقوُا مِنْهَا مَكَاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنینَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُوراً » ؛‌و چون كافران را در زنجیر بسته، به مكان تنگی از جهنّم درافكندند، در آن حال همه فریاد واویلا از دل بر كشندسوره مطففین آیه15

     سوال سوم

    آیا بدن ضعیف انسان، طاقت این نوع عذاب‌ها را دارد؟

    اگرچه بدن انسان در قیامت همین بدن جسمانی دنیایی است، ولی به قدرت خداوند طوری در آخرت سخت و محكم می‌شود كه با بدن دنیایی قابل مقایسه نیست.

    بدن اخروی در لطافت و غلظت، تابع لطافت و غلظت نفسی است كه به آن تعلق دارد؛ یعنی دل مؤمن در نهایت لطافت و نرمی و زیبایی و نفس و دل كافر، در نهایت سختی و غلظت است؛ چراكه در مقابل حق خاضع نبوده است. پس در آخرت هم بدنش مثل نفسش در نهایت سختی و غلظت خواهد بود.

     سوال چهارم

    علّت اصلی ورود به جهنّم چیست؟

    علّت اصلی ورود به جهنّم، تبعیّت از شیطان است. امّا این پیروی اجباری نیست و انسان مخلص از وسوسه‌های شیطان خود را حفظ می‌كند.

    ـ قرآن كریم می‌فرماید:

    « اِنَّ عِبَادیِ لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ اِلاَّ مَنِ اتَّبْعَكَ مِنَ الْغَاویِنَ» ؛‌هرگز تو را بر بندگان با اخلاص من غلبه نخواهد بود و اقتدار تو بر افراد نادان و گمراهی است كه پیرو تو می‌شوند.سوره حجر آیه  42

    سوال پنجم

    آیا بدن ضعیف انسان، طاقت این نوع عذاب‌ها را دارد؟

    اگرچه بدن انسان در قیامت همین بدن جسمانی دنیایی است، ولی به قدرت خداوند طوری در آخرت سخت و محكم می‌شود كه با بدن دنیایی قابل مقایسه نیست.

    بدن اخروی در لطافت و غلظت، تابع لطافت و غلظت نفسی است كه به آن تعلق دارد؛ یعنی دل مؤمن در نهایت لطافت و نرمی و زیبایی و نفس و دل كافر، در نهایت سختی و غلظت است؛ چراكه در مقابل حق خاضع نبوده است. پس در آخرت هم بدنش مثل نفسش در نهایت سختی و غلظت خواهد بود.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [دوشنبه 1396-09-27] [ 11:50:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      جهنمی نشوید.    

    سه گروهی که جهنم با آنها حرف میزند.

    1) زمامداران ظالم:

    ای كسانی كه خداوند شما را حاكمیّت بخشید ، امّا با مردم عادلانه رفتار ننمودید! سپس آنان را مثل پرنده‌ای كه دانه‌ی كنجـد برمی‌چیند، می‌بلعد.

    2) خوانندگان قرآن و علمای بی‌عمل:

    ای كسانی كه خود را بین مردم پاک و درست كار جلوه می‌دادید، امّا به دور از چشم مردم و در پیشگاه خداوند مرتكب گناه می‌شدید، پس آن‌ها را در آتش فرو می‌برد.

    3) ثروتمندان:

    پروردگارت به تو مال زیادی بخشید ولی هنگامی كه مردم فقیر مبلغ ناچیزی از تو قرض خواستند تو از روی بخل ندادی، پس او را هم می‌بلعد.    حدیث از خصال صدوق( ص111)

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 11:16:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چند مورد از خاطرات امام خمینی (ره)    

    دوستان قدیمی

    یکی از شب ها در حرم مطهر امیرالمؤمنین( علیه السلام)،جماعتی از دانشجویان مسلمان اروپا برای دیدار با امام آمده بودند، که ظاهر آنها، یک ظاهر ناپسندی در محیط ما بود؛ چه از نظر وضع و قیافه و لباس و چه از نظر طرز برخورد و صحبت؛ اما ما شاهد بودیم.که امام به گونه ای با آنان برخورد کرد. که گویی با دوستان قدیمی اش نشسته و مشغول صحبت است. آنها آن چنان مجذوب امام بودند، که پس از چند دقیقه صحبت، با یک دنیا نیرو، ایمان و امید، از کنار وی برخاستند. برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج 3، ص 278.

    ورزش را دوست داشت

    امام ورزش را دوست داشت؛ ولی رشته خاصی را ترجیح نمی داد؛ شاید بشود گفت که به کشتی و ورزش باستانی، بیشتر علاقه داشت؛ ولی ژیمناستیک، بیشتر از سایر ورزش ها، نظر ایشان را جلب می کرد. در پرش طول و ارتفاع، خودش در کودکی تمرین می کرد و دو دست و یک پای او بر اثر همین ورزش، شکسته بود. بیش از ده جای سر و چند جای پیشانی وی نیز شکستگی داشت. امام تا همین اواخر روزی یک ساعت و نیم پیاده روی می کرد و حرکت های ورزشی را به راحتی انجام می داد و مرتب حرکاتی را که پزشکان برای کمردرد و پادرد، تجویز کرده بودند، انجام می داد. پا به پای آفتاب، ج 1، ص 81، ج، ص 170.

    انگار وارد بهشت شده اید
    وارد اتاق امام که می شدید، انگار وارد بهشت شده اید؛ چون بوی عطر می داد؛ به خاطر این که او چند بار عطر استفاده می کرد. گاهی ما در منزل، کار آشپزخانه را انجام می دادیم و بعد چراغ را خاموش می کردیم و می رفتیم خدمت امام؛ وقتی می نشستیم، امام سرش را برمی گرداند و می گفت: ناهار فلان خورشت را دارید؟ غیرمستقیم می خواستند بگویند، که بوی سبزی می دهی؛ البته هیچ وقتی چیزی به ما نمی گفتند؛ حتی یک دفعه گفتم: شما چقدر باید ما را تحمل کنید؛ چون نمی خواستند خلاف بگویند، می گفتند: خوب تحمل می کند.برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 162.

    بهترین عطر را انتخاب می کرد
    امام نمونه کامل ساده زیستی، قناعت و صرفه جویی در استفاده از امکانات زندگی بودند؛ ولی همیشه فضای محیط زندگی، اتاق کار و محل عبادت و خواب وی، از بوی دل انگیز عطرهای بسیار خوشبو، آکنده بود و در زمینه نظافت و پاکیزگی و استفاده از بهترین عطرها، در حد کمال مقید بود.

    وقتی دوستان امام از دور و نزدیک، انواع عطرهای داخلی و خارجی را به محضر وی اهدا می کردند، امام تنها در این زمینه بود، که با ذوق سرشار و زیباپسند خود، بهترین ها را انتخاب می کرد.همان، ص 163.

     همیشه لبخند داشت
    معمولاً اوقات استراحت امام، به آن جا می رفتیم؛ گاهی اوقات قبل از نماز مغرب و عشا و گاهی بعد از اخبار و گاهی هم صبح ها قبل از رفتن به مدرسه. وقتی وارد اتاق وی می شدم، احساس می کردم که امام، سراپا غرق در شادی شده و با لبخند، جواب سلام مرا می دهد. این لبخند شیرین آقا هیچ گاه فراموشم نخواهم شد؛ البته امام در هنگام دیدار با هر یک از نزدیکان خویش، همین گونه عمل می کرد و هیچ تفاوتی در ابراز علاقه اش دیده نمی شد.برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج1، ص 18.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [یکشنبه 1396-09-26] [ 02:31:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      یکی از خاطرات ابراهیم در زورخانه    

    اوایل دوران دبیرستان بود که ابراهیم با ورزش باستانی آشنا شد. او شبها به زورخانه حاج حسن می رفت. حاج حسن توکل معروف به حاج حسن نجار، عارفی وارسته بود. او زورخانه ای نزدیک دبیرستان ابوریحان داشت. ابراهیم هم یکی از ورزشکاران این محیط ورزشی ومعنوی شد.

    حاج حسن،ورزش را با یک یا چند آیه قرآن شروع می کرد. سپس حدیثی می گفت و ترجمه می کرد. بیشترشب ها، ابراهیم را می فرستاد وسط گود، او هم در یک دور ورزش، معمولا یک سوره قرآن دعای توسل ویا اشعاری در مورد اهل بیت می خواند وبه این ترتیب به مرشد هم کمک می کرد.

    از جمله کارهای مهم در این مجموعه این بود که، هر زمان ورزش بچه ها به اذان مغرب می رسید، بچه ها ورزش را قطع می کردند و داخل همان گود زورخانه، پشت سر حاج حسن نماز جماعت می خواندند. به این ترتیب حاج حسن در آن اوضاع قبل از انقلاب درس ایمان واخلاق رادر کنار ورزش به جوان ها می آموخت.بارها می دیدم ابراهیم، با بچه هایی که نه ظاهر مذهبی داشتند، و نه به دنبال مسائل دینی بودند رفیق می شد. آنها را جذب ورزش می کرد وبه مرور به مسجد وهیئت می کشاند. یکی از آنها خیلی از بقیه بدتر بود. همیشه از خوردن مشروب وکارهای خلافش می گفت. اصلان چیزی از دین نمی دانست. نه نماز ونه روزه به هیچ چیز هم اهمیت نمی داد حتی می گفت: تا حالا هیچ جلسه مذهبی یا هیئت نرفته ام. به ابراهیم گفتم: آقا ابراهیم اینها کی هستند دنبال خودت می یاری! با تعجب پرسید: چطور چی شد؟ گفتم: دیشب این پسر دنبال شما وارد هیئت شد. بعد هم آمد وکنار من نشست. حاج آقا داشت صحبت می کرد. از مظلومیت امام حسین (ع) وکارهای یزید می گفت. این پسر هم خیره خیره وبا عصبانیت گوش می کرد. وقتی چراغ ها خاموش شد به جای اینکه اشک بریزه، مرتب فحش های ناجور به یزید می داد!!

    ابراهیم داشت با تعجب گوش می کرد. یکدفعه زد زیر خنده. بعد هم گفت: عیبی نداره این پسر تا حالا هیئت نرفته وگریه نکرده. مطمئن باش با امام حسین (ع) که رفیق بشه تغییر می کنه. ما هم اگراین بچه ها رو مذهبی کنیم هنر کردیم. دوستی ابراهیم با این پسر به جایی رسید که همه کارهای اشتباهش را کنار گذاشت. اویکی از بچه های خوب ورزشکار شد. در کتاب ابراهیم هادی جلد 1

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:20:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      یلدام و تولدم مبارک.    

       شب یلدا تولدمه. سال(1|10|1376) ،کاش می شد یک بار از این20 سال یک تولد برا خودم بگیرم. اما نشد، قسمت نشد، خدا می دونه ،چه سالی می شه، که من واسه خودم تولد بگیرم.چی می شد خدا غافل گیرم می کرد،واسه تولدم. شاید خدا جون جای دیگر واسم جبران کنه. فقط یک آرزو دارم، اونم اینه که تا ظهور امام زمان زنده بمونم و آقا جانم رو ببینم.  اللهم عجل ال الولیک الفرج. یا صاحب الزمان ادرکنی.

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 02:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      یلدای مهدوی    

      شب یلدایم اگر باتو سپر شد یلداست
    یا اگر این شب من باتو سحر شد یلداست

    ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو، اگر..
    ..بعد از این شام سیه خَتمِ سفر شد یلداست

    ما که خود چله نشین تو شدیم آقاجان
    این شب چله اگر از تو خبر شد یلداست

    شب نشینی و کنار دِگران خوب اما..
    ..با تو و عشق تو گر جمله به سر شد یلداست

    ای خدایِ کرم و جود و محبت مهدی(عج)
    از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست

    همچنان آل علی در خطر تهدیداند
    آن دمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست

    چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان..
    ..سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست

    حرف آخر، اگر این چشم من ای صاحب اشک..
    ..امشبی بَهرِ غَمِ جَدّ تو تَر شد یلداست

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب یلدا چه نوع شبی است.    

     شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود.

    ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می‌شد.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 01:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چطور شد آمدم حوزه    

    من 15 سالم بود. که سوم راهنمایی بودم.حوزه رو خیلی دوست داشتم.ثبت نام کردم.قبول شودم در استان کرمان شهرستان فهرج اما با مسافت طولانی و یک دختر تنها پدرم قبول نکرد. فقط اونجا بود که با سیکل میخواستن .تصمیم گرفتم سه سال دیگر درس بخوانم  با دیپلم بیایم حوزه، و خواندم باز هم ثبت نام کردم قبول هم شودم ( کرمان ش کهنوج)مشکل دوم که جلوم بود یک کتاب افتاده بودم از سوم، باز یک سال از آن طرف رفت.بازم یک سال دیگر خواندم پیش دانشگاهی گرفتم بازم ثبت نام کردم (هرمزگان )قبول شودم گفتن متاهل اجازه خوابگاه را ندارد. بازم نشستم برا ثبت نام سال بعد که خدا قبول کرد امام زمان هم خواست ما قبول شودیم خوابگاه شرایطش از قم آمد و ما آمدیم حوزه.  

       در راه رسیدن به حوزه انتظار کشیدم

                                  ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ                        مگذار شاهدان چمن را در انتظار

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 12:07:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ضرر استفاده زیادی گوشی هوشمند    

    گردن‌درد ناشی از نگاه کردن به گوشی

    اساسا از فشار واردشده بر ستون فقرات در هنگام خم کردن سر و نگاه کردن به جدیدترین خبرهای گوشی هوشمند ناشی می‌شود.وزن سر شما در حالت راست حدود 12 پوند (5.5 کیلوگرم) است، اما هنگامی که گردن شما تا 60 درجه کج می‌شود.وزن آن تا 60 پوند (27 کیلوگرم) افزاش پیدا می‌کند.

    گردن و ستون فقرات شما باید فشار این وزن را تحمل کنند، اما خود شما ممکن است هنگام انجام دادن این کار هیچ فشاری را احساس نکنید. فشار با گذشت زمان باعث انحطاط گردن و حتی در برخی موارد منجر به عمل جراحی می‌شود. همچنین اگر شما فکر می‌کنید که 60 پوند وزن زیادی نیست، تصور کنید که در طول روز یک کودک 8 ساله را بر روی گردن خود حمل می‌کنید.

    کاهش کیفیت خواب

    گوشی‌های هوشمند باعث بوجود آمدن حالت “خماری” در انسان می‌شود، چون زمانی که ما باید به بدن و فکرمان استراحت بدهیم عملا نمی‌توانیم از آنها جدا شویم. برای افرادی که به کارشان معتاد شده‌اند. بسیار سخت است که با زمین گذاشتن گوشی از ایمیل مربوط به مشتری خود بگذرند.

     نور ساطع‌شده از گوشی‌های هوشمند، می‌تواند بدن ما را گمراه کند تا ملاتونین که هورمون خواب طبیعی است به مقدار کمتری ترشح شود و این به آن معناست که ما سخت‌تر به خواب می‌رویم و بعد از اینکه می‌خوابیم نیز خواب آرامی را تجربه نخواهیم کرد و صبح شما این احساس را دارید که فقط چرت کوتاهی زده‌اید.

    فشار به روی چشم‌ها

    شما درحالیکه در بیشتر ساعات روز به گوشی یا تبلت خود خیره شده‌اید .متوجه آسیب‌های دائمی که به چشمتان وارد می‌‌کنید، نمی‌شوید.خیره شدن به گوشی برای مدت زمان طولانی، می‌تواند باعث خشکی چشم و حتی تاری دید شود.

    باید از قانون “20-20-20″ استفاده کرد و به این معنی است که شما پس از 20 دقیقه خیره شدن به یک صفحه نمایش باید 20 ثانیه به چشمتان استراحت دهید و به یک نقطه در 20 فوت (6 متر) دورتر خیره شوید. همچنین گوشی هوشمند خود را در فاصله مناسب از چشم و درست در زیر سطح آن قرار دهید.

    بی‌دست و پا شدن

     همه ما می دانیم که کار کردن با گوشی موجب حواس‌پرتی می‌شود و بخصوص در رانندگی خطرناک است.  فقط خیره شدن به گوشی بجای نگاه کردن به جاده نیست.  در حال گوش کردن به صحبت دیگران از طریق گوشی هستند، فعالیت مغزشان 37 درصد کم می‌شود.

    بنابراین، نه تنها بر روی رانندگی‌ اثر می‌گذارد. حتی زمانی که در حال راه رفتن نیز هستید. به شما آسیبی وارد شود. کسانی که در حال تایپ کردن بر روی گوشی هستند موقع راه رفتن متوجه علامت‌ها نمی‌شوند و همین باعث وقوع حادثه مانند خوردن به تیر چراغ برق می‌شود 

    افزایش وزن 

    حتی اگر شما در حال تمرین بر روی تردمیل در باشگاه باشید، ارسال پیام با گوشی می‌تواند شما را منحرف کند و تمرینتان با شدت کمتری ادامه پیدا کند. همچنین باعث می‌شود شما وضعیت صحیح خود را از دست بدهید و نتوانید ماهیچه‌های اصلی خود را تقویت کنید.

    گرفتگی سرپنجه

    احتمالا شما نیز می‌دانید که تایپ کردن زیاد بر روی کیبورد کامپیوتر باعث بیماری سندرم تونل کارپال می‌شود که یک بیماری دردناک ناشی از فشردگی عصب بر اثر استفاده زیاد از دستها و انگشتان است. یک وضعیت خاص (هرچند که غیرپزشکی ثابت شده است) دیگر نیز وجود دارد که مربوط به گوشی‌های هوشمند است – به نام گرفتگی سرپنجه

    زمانی که شما در حال ارسال پیامک هستید. و انگشتانتان در حال انجام کل کار هستند، مچ دست و ساعد شما نیز در حال تحمل فشار مضاعف هستند.  شما می توانید. به نواحی درگیر گرما اعمال کنید. و یا برای کاهش علائم، تمرینات کششی انجام دهید.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 11:59:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      کاربرد گوشی هوشمند    

    زندگی بسیاری از ما به گوشی هوشمندمان گره خورده است و کافیست یک پیام یا ایمیل برایمان بیاید تا سریعا گوشی را از جیبمان دربیاوریم. با اینکه گوشی‌های هوشمند زندگی افراد را از بسیاری جهات راحت‌تر کرده‌اند و ما را بیش از پیش به یکدیگر متصل نموده‌اند، اما درگیر شدن بیش از حد ما با صفحه نمایش گوشی ریسک‌های خودش را هم دارد.   تبدیل شدن به برده دستگاه‌های الکترونیکی می‌تواند باعث بروز رفتارهای خفیف ضداجتماعی شود و همچنین خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها را افزایش دهد (نکته جالب این است که در همین گوشی‌های هوشمند برنامه‌های مختلفی برای کمک به سلامتی ما وجود دارد). به هرحال در ادامه متن 6 ضرر گوشی‌های هوشمند که میتواند سلامتی ما را تهدید کند یادآور شدیم…

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 11:31:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شوخ طبعی ابراهیم هادی    

    ابراهیم در مورد جدّیت بسیار جدّی بود.اما در مورد شوخی ومزاج بسیار انسان خوش مشرب و شوخ طبعی بود.

    اصلأ یکی از دلایلی که خیلی ها جذب ابراهیم می شدند همین موضوع بود.

    ابراهیم در مورد غذا خوردن اخلاق خاصی داشت !وقتی غذا به اندازه کافی بود خوب غذا می خورد و می گفت : بدن ما به جهت ورزش و فعالیت زیاد ، احتیاج بیشتری به غذا دارد. با یکی از بچه های محلی گیلان غرب به یک کله پزی در کرمانشاه رفتند. آن هت دو نفری سه دست کامل کله پاچه خوردند! یا وقتی یکی از بچه ها ،ابراهیم را برای ناهار کرد. برای سه نفر 6 عدد مرغ را سرخ کرد و مقدار زیادی برنج و…..آماده کرد ، که البته چیزی هم اضافه نیامد! در ایام مجروحیت ابراهیم به دیدنش رفتم .بعد با موتور به منزل یکی از رفقا برای مراسم افطاری رفتیم.

    صاحب خانه از دوستان نزدیک ابراهیم بود خیلی تعارف می کرد .ابراهیم هم که به تعارف احتیاج نداشت! خلاصه کم نگذاشت. تقریبأ چیزی از سفره اتاق ما اضافه نیامد!

    جعفر جنگروی از دوستان ما هم آنجا بود . بعد از افطار  مرتب داخل اتاق مجاور می رفت و دوستانش را صدا می کرد.

    یکی یکی آنها را می آورد و می گفت :ابرام جون ایشون خیلی دوست داشتند شما رو ببیند و…..

    ابراهیم که خیلی خورد بود و به خاطر مجروحیت ، پایش درد می کرد ، مجبور بود به احترام افراد بلندشود و رو بوسی کند .جعفر هم پشت سرشان  آرام بی صدا می خندید.

    وقتی ابراهیم می نشست ، جعفر می رفت و نفر بعدی را می آورد ! چندین بار این کار را تکرار کرد .

    ابراهیم که خیلی اذیت شده بود با آرامش خاصی گفت : جعفر جون نوبت ما هم می رسه !

    آخر شب می خواستیم بر گردیم .ابراهیم سوار موتور من شدو گفت : سریع حرکت کن!

    جعفر سوار موتور خودش شد و دنبال ما راه افتاد . فاصله ما با جعفر زیاد شد .رسیدیم به ایست بازرسی !

    من ایستادم. ابراهیم با صدای بلند گفت :برادر بیا اینجا !

    یکی از جوان های مسلح جلو آمد.

    ابراهیم ادامه داد : دوست عزیز ،بنده جانباز هستم و این آقای راننده هم از بچه های سپاه هستند. یک موتو دنبال ما داره می یاد که……

    بعد از کمی مکث کرد و گفت : من چیزی نگم بهتره، فقط خیلی مواظب باشید.فک کنک مسلحه !

    بعد گفت :با اجازه و حرکت کردیم. کمی جلو تر رفتم توی پیاده رو و ایستادم. توتایی داشتیم میخندیدیم .

    موتور جعفر رسید .چهار نفر مسلح دور موتور را  گرفتن! بعد متوجه اسلحه کمری جعفر شدند ! دیگر هرچه می گفت: کسی اهمیت نمی داد و…..

    تقریبأ نیم ساعت بعد مسول گروه آمد و حاج جعفر را شناخت . کلی معذرت خواهی کرد و به بچه های گروهش گفت:

    ایشون ، حاج جعفر جنگروی از فرماندهان لشکر سید الشهداء(علیه السلام)هستند.

    بچه های گروه ، با خجالت  از ایشان معذرت خواهی کردند ، جعفر هم که خیلی عصبانی شده بود ، بدون اینکه حرفی بزند اسلحه اش را تحویل گرفت و سوار موتور شد و حرکت کرد . کمی جلوتر که آمد ابراهیم را دید. در پیاده رو ایستاده و شدید می خندید ! تازه فهمید که چه اتفاقی افتاده .

    ابراهیم جلو آمد ،جعفر را بغل کرد و بوسید .اخم های جعفر باز شد . او هم خنده اش گرفت .خدا رو شکر با خنده همه چیز تمام شد.  از کتاب ابراهیم هادی جلد 1

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [چهارشنبه 1396-09-22] [ 09:12:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب فاطمی    

    نیست چادر بهر ما محدودیت          بلکه باشد بهترین مصونیت

    تا شوی ایمن ز خشم گرگان          چادرت را از سر خود بر مدار

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [دوشنبه 1396-09-20] [ 11:28:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چشم پوشی از گناه    

    بپوشانید چشمان خود را از گناه.

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [جمعه 1396-09-17] [ 11:39:00 ق.ظ ]

    1 نظر »

       
      وفای به عهد بندگی    

    بنده ای که انتظار دارد خدا تقاضای او را بپذیرد ، چگونه بر خود روا می دارد که دستور خدا را عمل نکند؟ آیا چنین توقعی بی جا نخواهد بود؟ مردی خدمت امام صادق (ع) آمد و گفت : قربانت شوم! خدا در قران فرموده : مرا بخوانید ،شما را اجابت می کنم. (سوره غافر آیه 63) ما خدا را می خوانیم، ولی اجابت نمی کند ؟

    حضرت پاسخ داد: زیرا شما به  عهدتان با خدا وفا نکردید! و خداوند می فرماید :

     

    به عهدتان با من وفا کنید، من نیز به عهدم با شما وفا می کنم.(سوره بقره آیه 40)

    والله ! اگر شما به عهدتان با خدا وفا کنید ، البته خدا نیز به عهدش با شما وفا می کند ( بحارالانوار ،ج 93 ص 368)

    از کتاب کلید گشایش فضیلت، آداب و آثار دعا

     

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت  [ 11:16:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      از خروس عقب نمانی    

    لقمان حکیم به پسرش می گفت :

    پسر عزیزم : مبادا چنین شود که خروس صبح از تو هشیار تر وبه اوقات نماز از تو مراقب تر باشد. آیا نبینی که به هنگام نماز ، اعلام دخوتل وقت می کند و سحرگاهان صدا به آواز بلند سر می دهد . در حالیکه تو در خوابی :

    هنگام سپیده دم خروس سحری           دانی که چرا همی کند نوحه گری 

    یعنی که نمودند در آینه صبح              گز عمر شبی  گذشت و تو بی خبری

    در مناجاتی که حضرت موسی با خداوند مهربان داشته خداوند باو چنین خطاب کرد :

     

    ای پسر عمران ، دروغ می گوید آنکس که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که چون شب فرا می رسد از من چشم می پوشد و به خواب می رود .

    آیا نه مگر چنین است که هر عاشقی دوست دارد با معشوقش خلوت کند؟

    هان ، ای پسر عمران، این من هستم که بر دوستانم مطلعم چون شب آنان را فرا گیرد چشم دلشان را دگرگون می سازم و عقوبتم را در مقابل دیدگانشان مجسم می کنم که از راه شهوت با من به مخاطبه می پردازند و حضوراء با من به گفتگو  می نشینند . ای پسر عمران، در دل شب های تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از دیده گانت قطرات اشک نثار من کن و مرا بخوان که مرا به خودت نزدیک واجابت کننده دعوتت خواهی یافت.     

           از کتاب نماز نیاز عاشقان

    موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت [یکشنبه 1396-09-12] [ 10:33:00 ق.ظ ]

    2 نظر »
     
    •  خانه